تحقق وحی در برههای از تاریخ و استفاده از ادبیات رایج عصر بعثت از یک سو، ونازل شدن قرآن به زبان قوم نبی،یعنی زبان عربی، این شبهه را در ذهن بعضی از مستشرقان و روشنفکران ایجاد کرده است که خاستگاه این متن زبانی،فرهنگ عربی است؛و ازتصورات وتصدیقات فرهنگ عربی وام گرفته و محصول و مخلوق زمان خویش است و ازلحظه نزول به متنی تاریخمند و محصور در اقتضائات عصر خود تبدیل شده است.در تحقیق پیش رو،نظریه نصرحامد ابوزید در مورد تاریخمندی زبان قرآن مورد بحث قرارگرفته است. قرآن کریم در ظاهر الفاظ خود، از عبارت مأنوس مردم عصر بعثت استفاده کرده است ولی تاریخ مندی در محتوای قرآن هیچ تأثیری نداشته است بلکه قرآن یک متن الهی و خلاق است ونهتنها از فرهنگ عربیتاثیر نپذیرفته است بلکه نازل شده تا تاثیرشگرفی برفرهنگ عربی بگذارد وآن را ازاساس متحول سازد. قرآن ازیک رشته حقایق ومعنویات برتر سرچشمه میگیرد که از قید ماده وجسمانیت آزاد وازمرحله ی حس ومحسوس بالاتراست وبسیار گستردهتراز قالب الفاظ وعبارت هایی است که محصول زندگی مادی وفرهنگی اجتماعی است.